ه‍.ش. ۱۳۹۲ فروردین ۲۱, چهارشنبه


دستبند بر دست یک کودک و چشم بند بر چشمان کوچکش !
هر جرمی این کودک مرتکب شده باشد ، چنین برخوردی شایسته ی سن او نیست !


۱ نظر:

  1. وقتی بزرگتر می شویم با قوانین اجتماعی، باید ها و نباید ها، سنت ها و سنت گریزی ها، حرمت ها و بی حرمتی ها، فرهنگ ها و ضد فرهنگ ها بیشتر آشنا می شویم، پس وقتی ظلمی می بینیم و یا تحت ستم قرار می گیریم با استفاده از دانسته هایمان، با مدد گرفتن از عقل بسط یافته مان به مبارزه با آن برخواهیم خواست و حق خود را خواهیم گرفت و یا حتی اگر بر خلاف این قوانین عملی انجام دادیم متعاقبا مورد بازخواست و تنبیه قرار خواهیم گرفت، اما فراموش نکنیم هم زمان در اطراف ما موجودات نازنین کوچکتری در حال حیات هستند که نه با قوانین اجتماعی آشنایی دارند و نه حتی باید ها و نباید های چندان واضح و روشنی در ذهن دارند ، همان هایی که گاهی یک آبنبات کوچک تمام خوشبختی دنیایشان می شود و با یک عروسک مهربان ترین مادر دنیا و با یک ماشین اسباب بازی بهترین راننده دنیا می شوند، اما متاسفم که در همین لحظه که به اوج احساسات نوشته ام می رسم بلافاصله به یاد می آورم کودکانی را که به واسطه همین دنیای پاک و بی غل و غش مورد سوء استفادهء آدم های کثیفی قرار می گیرند که طاقت درک سادگی و زیبایی را ندارند و بی رحمانه دنیای آرام کودکی بی گناه را در جهت ارضای تمایلات حیوانی خود به غوغا کشانده و طوفانی به پا می کنند که غالبا قایق کوچک و ظریف آنها را در چشم بر هم زدنی فرو خواهد شکست، قایقی که می توانست روزی کشتی عظیمی در دریای زندگی باشد در همان ابتدا چنان ضربه ای می خورد که تا آخر عمر وی را تحت تاثیر قرار خواهد داد، چه بسیار کودکان و نوجوانانی که خیلی زود بزرگ شدند و حسرت کودکی کردن را با خود به گور بردند و چه بسیار دخترانی که به جای بازی با عروسک هایشان مجبور به بازی با فرزندان خود شدند و چه بسیار پسرانی که جای ماشین بازی، کارگرانی تمام وقت شدند.
    نکته دردناک آنجاست که وقتی بزرگسالی با دیدن این بی عدالتی ها و ظلم ها به پا می ایستد و تلاش می کند در جهت احقاق حق کودکان سرزمین ایران گام بردارد ناگهان با قوانینی روبرو می شود که برای هر عادل منصفی پر واضح می شود که دلیل این حجم از بی بند و باری و ظلم چیست: "کودکان سرزمین ما حق دفاع از خود را ندارند" یا اگر بخواهم منصفانه تر بگویم در قانون ما هر جا صحبت از "کودک" است آنقدر با تعریف این کلمه بازی شده است که به راحتی می توان کودکان بی دفاع این سرزمین را به لحاظ قانونی نیز خلع سلاح نمود.
    نوشته بالا دلنوشته فردی است که خشم دلش را به فریاد قلم تبدیل نموده با این امید که در آینده این سرزمین هیچ کودکی در سرزمینش نباشد که مورد ظلم قرار گیرد و اگر هم قرار گرفت بستر های قانونی محکم و متقنی در صدد مجازات متناسب قانون شکنان قرار گیرد.
    "مانی فانی"

    پاسخحذف